warning

این انجمن دارای مطالبی در مورد دخانیات و ادوات وابسته به آن می باشد
طبق قوانین کشور جمهوری اسلامی ایران بازدید کنندگان باید بالای 18 سال باشند

انجمن پیپ ایران فقط برای اعضای قدیمی و ثبت نام شده فعال است و عضو جدید نمی پذیرد
جهت ادامه فعالیت در انجمن سفر و پیپ
tripandpipe.com عضو شوید

warning

اولین بررسی قهوه ایران

فروش دانه قهوه و قهوه جوش

مشاهده سایت

ژورنال سیگار برگ

معرفی انواع سیگار برگ ایرانی و خارجی

مشاهده سایت

وب سایت آموزشی پاسارگاد تاباک

تخصصی ترین مقالات آموزشی

مشاهده سایت

فروش پیپ

معرفی انواع توتون ایرانی و خارجی

مشاهده سایت

مهمان گرامی، خوش‌آمدید!
شما قبل از این که بتوانید در این انجمن مطلبی ارسال کنید باید ثبت نام کنید.

نام کاربری
  

گذرواژه‌
  





جستجوی انجمن‌ها

(جستجوی پیشرفته)

آمار انجمن
» اعضا: 1,983
» آخرین عضو: [email protected]
» موضوعات انجمن: 3,476
» ارسال‌های انجمن: 4,202

آمار کامل

کاربران آنلاین
در حال حاضر 45 کاربر آنلاین وجود دارد.
» 0 عضو | 45 مهمان

آخرین موضوع‌ها
اطلاعیه
انجمن: شعر قهوه
آخرین ارسال توسط: HERCUL
2026/03/29، 01:35 PM
» پاسخ: 0
» بازدید: 20
اطلاعیه
انجمن: شعر پیپ
آخرین ارسال توسط: HERCUL
2026/03/25، 09:15 AM
» پاسخ: 0
» بازدید: 54
امروز بازهم پ�...
انجمن: شعر پیپ
آخرین ارسال توسط: HERCUL
2026/02/25، 03:53 PM
» پاسخ: 0
» بازدید: 132
اين بار واقعا ...
انجمن: شعر قهوه
آخرین ارسال توسط: HERCUL
2026/02/24، 12:46 PM
» پاسخ: 0
» بازدید: 144
پاییز شکوفه م�...
انجمن: شعر قهوه
آخرین ارسال توسط: HERCUL
2026/02/23، 01:35 PM
» پاسخ: 0
» بازدید: 127
يك پاكت سيگار
انجمن: شعر سیگار
آخرین ارسال توسط: HERCUL
2026/02/22، 11:42 AM
» پاسخ: 0
» بازدید: 87
رمضان
انجمن: شعر قهوه
آخرین ارسال توسط: HERCUL
2026/02/21، 01:45 PM
» پاسخ: 0
» بازدید: 113
توصیه های ماه ...
انجمن: شعر قهوه
آخرین ارسال توسط: HERCUL
2026/02/20، 03:30 PM
» پاسخ: 0
» بازدید: 120
ماه رمضان بر ش...
انجمن: شعر پیپ
آخرین ارسال توسط: HERCUL
2026/02/19، 02:15 PM
» پاسخ: 0
» بازدید: 130
دیگر هیچ چیز ش...
انجمن: شعر قهوه
آخرین ارسال توسط: HERCUL
2026/02/18، 11:07 PM
» پاسخ: 0
» بازدید: 110

 
  شب ها را تا نزدیکی های صبح می نویسم
ارسال کننده: HERCUL - 2017/06/27، 03:12 PM - انجمن: شعر قهوه - بدون پاسخ

شب
ها را تا نزدیکی های صبح می نویسم
از تو
از دلتنگی
از آدم ها
رفتن ها، آمدن ها
فصل ها و ماه ها و روزها...
قلمم که خوابش گرفت، می خوابم
خواب تو را می بینم
خواب آمدنت، رفتنت، فصل ها و ماه ها و روزهایی که نبودی...
ساعت کوک شده ام که جیغ می کشد
دلم نمیاید پلک هایم را باز کنم
می دانم پشت پلک هایم تو نیستی...
اما مگر آدم چقدر می تواند با چشم های بسته طاق باز روی تخت بماند
عین رابطه که آدم مگر چقدر می تواند چشم هایش را به روی خیلی چیزها بسته نگه دارد...
چشم هایم را مثل خوردن همان شربت تلخ سرماخوردگی باز می کنم...
از سرزمین رویا برمیگردم به دنیا...
همینطور که دارم قهوه آماده می کنم
یاد خواب دیشبم می افتم... برگشته بودی...
نیت می کنم
فنجان قهوه را چپه می کنم توی نعلبکی...
فنجان را برمیگردانم
و با یک نگاه به داخلش می فهمم قدیمی ها راست گفته اند که خواب زن چپ است...
صبح زمستانی من
لابه لای اشکال عجیب و غریب نبودنت
اینگونه گس
آغاز می شود

چاپ این مطلب

  گم می شوم در ازدحام خیابان
ارسال کننده: HERCUL - 2017/06/27، 03:10 PM - انجمن: شعر سیگار - بدون پاسخ

گم می شوم
در ازدحام خیابان
پشت چراغ قرمز
میان روزمرگی پیاده رو
پرسه های خاطره
دست برنمی دارد
از سر شهر
تهوع و سرگیجه
از پوچی مدام
و پک های پیاپی به سیگار
که خلسه ای عمیق را
تمنا می کنند
گم شده ام
در چهار راه دلهره
و زندگی در این شعر
دیگر زنده به گور شد
از همان روز
که عقربه های دلتنگی
روی ساعت پنج عصر
در ذهن من ایستادند... همان  اخرین دیدارمان  در کافه آرتین...

چاپ این مطلب

  فراموش
ارسال کننده: HERCUL - 2017/06/27، 03:09 PM - انجمن: شعر پیپ - بدون پاسخ

در عرض یک دقیقه می شود یک نفر را خُرد کرد
در یک ساعت می شود کسی را دوست داشت
در یک روز می شود عاشق شد
ولی یک عمر پیپ باید کشید تا کسی را فراموش کرد!

چاپ این مطلب

  شبیه یک فیلم
ارسال کننده: HERCUL - 2017/06/27، 03:07 PM - انجمن: شعر پیپ - بدون پاسخ

شبیه یک فیلم
مدام در سرم تکرار می شوی .
و دقیقا در آهسته ترین صحنه ها می خندی
که من فیلم را نگه می دارم
پیپ می کشم
قهوه می نوشم
قدم می زنم
و فیلم را به عقب بر می گردانم ...


نقش اول من !
پایانت را هرگز نباید دید .

چاپ این مطلب

  شاعری که هیچوقت نوشته نشد ...
ارسال کننده: HERCUL - 2017/06/27، 03:06 PM - انجمن: شعر پیپ - بدون پاسخ

من
تنها ترین
مرد دنیا را می شناسم..!
همین همسایه ی روبرویی، کنار پنجره می نشیند،پیپ میکشد، قهوه مینوشد، پدرم میگفت :
سی سالی می شود
که با کلید در را باز می کند..

چاپ این مطلب

  رفتنت خيلى درد دارد
ارسال کننده: HERCUL - 2017/06/27، 03:04 PM - انجمن: شعر پیپ - بدون پاسخ

رفتنت خيلى درد دارد
من دردمى كشم
اما
ناراحت نباش
سخت ترين كار دنيا را مى كنم
كنار پنجره مى ايستم
بى تو نفس مى كشم
به ماه نگاه ميكنم
قهوه مى خورم
پیپ میکشم
براى چشمانت شعر مى بافم
به تماشاى خيالت مى نشينم
گاه به خانه مان سرك مى كشم
با تو هم اوا مى شوم
به تو فكر مى كنم
و
اما
من
شاعرى فقيرم
گوشه اى مى ايستم
فقط گاهى در خيالم تورا
به سوگوارى عشقم مهمان مى كنم

چاپ این مطلب

  مردها، این پسرکوچولوهای ریش‌دار
ارسال کننده: HERCUL - 2017/06/27، 03:03 PM - انجمن: شعر پیپ - بدون پاسخ

مردها، این پسرکوچولوهای ریش‌دار
هیچ‌وقت موجودات پیچیده‌ای نبوده‌اند
پیچیده‌ترین‌شان نهایتا پیپ می‌کشند نانوشته شده هارا مینویسند یا رییس‌جمهور می‌شوند
اما زن که نمی‌شوند…
مردها موجودات قدرتمندی هستند
هرچقدر محکم در آغوش بگیری‌شان اذیت یا تمام نمی‌شوند
زورشان به در کنسروها، وزنه های سنگین و غُرغرهای زنانه خوب می‌رسد
تازه پارک دوبل‌شان هم از ما بهتر است…
مردها پسربچه هایی قوی‌اند
اما نه آن‌قدر قوی که بی‌توجهی را تاب بیاورند!
نه آن‌قدر قوی که بدون «دوستت دارم»های زنی شب راحت بخوابند!
نه آن‌قدر قوی که خیال فردای بچه‌ها از پای درشان نیاورد!
نه آن‌قدر قوی که زحمت نان پیرشان نکند!
مردها پسربچه‌هایی قوی‌اند
که اگر در آغوش‌شان نگیری و ساعت‌ها پای پرحرفی‌های پسرکوچولوی درون‌شان ننشینی
ترک می‌خورند
و آن‌قدر مغرورند که اگر این ترک هزاربار هم تمام‌شان کند، آخ نگویند...
فقط بمیرند!
آن‌هم طوری که آب از آب تکان نخورد و مثل همیشه از سرکار برگردند و شام بخورند…
فقط پسرکوچولوی سربه‌هوای درون‌شان را می‌برند گوشه‌ای از وجودشان دفن می‌کنند
و باقی عمر را جلوی تلویزیون
پشت میز اداره یا دخل مغازه
در حسرتش می‌نشینند.
هوای «پسرکوچولوهای ریش‌دار» زندگی‌مان را داشته باشیم
آن‌ها راه زیادی را از پسربچگی‌شان آمده‌اند
تا مرد رویاهای ما باشند.
دنیا بدون «دوستت دارم» با صدایی مردانه
جای ناامن و ترسناکی ست…
دنیا بدون صاحبان کفش‌های ۴۲ و بزرگ‌تر
ردپای خوشبختی را کم دارد …

چاپ این مطلب

  فرقی ندارد کجایی،اما...
ارسال کننده: HERCUL - 2017/06/27، 03:02 PM - انجمن: شعر قهوه - بدون پاسخ

فرقی ندارد کجایی،اما...
دلت که هوایم را کرد
گل های حیاط را صدا کن حوالی ات نفس بکشند
این هوا...
هوای فروردین است
حتی اگر میانه ی زمستان باشی!
دلت که هوایم را کرد
پلکهایت را ببند
کمی به من فکر کن و بعد...
از چشم های قهوه ای ات دو فنجان برایمان بریز!!
دلت که هوایم را کرد
موهایت را بباف
آسمان را سر کن!
رنگین کمان هم روی صورتت میهمان کن و خورشید را بپوش!
دلت که هوایم را کرد صدایم بزن
پنجره را باز کن و چند قدم عقب تر بایست!
من هنوز هم برای رسیدن به آغوشت کودکانه می دوم!
خلاصه دلت که هوایم را کرد
هوایی ام کن!
حالا این تو،این دلت و این دلم!
بسم الله

چاپ این مطلب

  جمعه
ارسال کننده: HERCUL - 2017/06/27، 03:01 PM - انجمن: شعر قهوه - بدون پاسخ

[Forwarded from ? Firsttfeeling ?]
تو اگر باشی؛ دوفنجان قهوه هم باشد؛
جمعه یادش میرود دلگیر باشد...!
❤️?@firsttfeeling ?❤️

چاپ این مطلب

  کاش
ارسال کننده: HERCUL - 2017/06/27، 03:00 PM - انجمن: شعر قهوه - بدون پاسخ

کاش کافه ای بود
که وقتی دلتنگت می شدم
به آنجا می رفتم
تو هم طی یک قرار نامعلوم
پشت یک میز دونفره
با دو فنجان قهوه
انتظارم را می کشیدی...
من چشم هایت را نگاه میکردم
و تو خوشبختی را
ته فنجان
قهوه فال می گرفتی...!
کاش کافه ای بود....

چاپ این مطلب

© 2010– 2025
® PasargadTabac
All Rights Reserved
كليه حقوق مادی و معنوی اين تارنما متعلق به پاسارگاد تاباک می باشد
کلیه مطالب این تارنما طبق قانون کپی رایت به ثبت می رسند، لذا استفاده از این مطالب بدون ذکر منبع ممنوع است

web counter