مهمان گرامی، خوشآمدید! |
شما قبل از این که بتوانید در این انجمن مطلبی ارسال کنید باید ثبت نام کنید.
|
کاربران آنلاین |
در حال حاضر 193 کاربر آنلاین وجود دارد. » 0 عضو | 193 مهمان
|
|
|
اطلاعيه مهم شماره هشت انجمن پيپ ايران : |
ارسال کننده: ads.pasargad - 2020/04/04، 09:57 AM - انجمن: رویدادهای مهم پاسارگاد تاباک
- بدون پاسخ
|
 |
دوستان و همراهان گرامی پاسارگادتاباک با آرزوی سلامتی برای همه شما و التماس دعا
با توجه به شعار سال ١٣٩٩ و اهميت جهش توليد
فراخوان می دهيم به همه توليدكنندگان مرتبط با پيپ و توتون اگر توانمندی دارند به ما اعلام نمايند تا ضمن حمايت از توليدات داخلی آنها فقط با متريال اصولی و اصلی به صورت انحصاری در خدمت اين عزيزان باشيم و بيش از پيش از محصولات ايرانی حمايت نمائيم.
فقط توسط تلگرام 09352200077 پیام دهید.
بديهی است فقط تا ٣١ فروردين جهت هماهنگی و ارسال تصاوير و ارسال فيزيكی محصولات فرصت داريد.
|
|
|
روزی برای خودت |
ارسال کننده: HERCUL - 2020/04/03، 11:42 AM - انجمن: شعر پیپ
- بدون پاسخ
|
 |
روزی برای خودت قهوه خواهی ریخت ، و با یک پیپ بر دهان روبه روی پنجره ایستاده و همینطور که گرمای فنجان قهوه را تا عمق سلول های تنت حس می کنی ، خبرهای روز را مرور خواهی کرد و ناگهان دلت خواهد لرزید ؛ چرا که فراموش کرده ای به گل های پژمرده ی اتاقت آب بدهی .
اما دلت برای کسی نخواهد لرزید ! دلتنگ کسی نخواهی بود و افسوس چیزی را نخواهی خورد .
روزی تمام غصه ها و آدم های رفته را در آسیاب عادت ، حل کرده و فراموش می کنی هرچیز و هرکس و هر خاطره ای را که آزارت می دهد ،
و این نوعی مکانیسم دفاعیِ حیاتی برای سلامت و بقای انسان هاست .
گاهی لازم است که ذهن ، خاموش باشد ،
گاهی لازم است بعضی خاطره ها و آدم ها ، فراموش شوند ،
و گاهی لازم است بپذیری که دلت فقط برای گل های تشنه ی اتاقت لرزیده ، قهوه ات را بنوشی و به چیز دیگری فکر نکنی ...
|
|
|
کاش |
ارسال کننده: HERCUL - 2020/04/03، 11:41 AM - انجمن: شعر سیگار
- بدون پاسخ
|
 |
کاش همه ی زن ها
مردی را داشتند
که عاشقشان بود
مردی که حرف هایشان را می فهمید ، ظرافتشان را به جان می خرید ،
و روزانه چند وعده ؛ از زیبایی و خاص بودنشان تعریف می کرد .
و کاش مردها ؛
زنی را کنارشان داشتند که عاشقش بودند
که به مردانگیِ شان تکیه می کرد ...
و قبولشان می داشت .
آن وقت جهانمان پر می شد از زنانی که پیر نمی شدند ، مردانی که سیگار نمی کشیدند ، و کودکانی ؛ که انسان های سالمی می شدند .
|
|
|
مربع اعتیاد |
ارسال کننده: HERCUL - 2020/04/03، 11:40 AM - انجمن: شعر سیگار
- بدون پاسخ
|
 |
سیگار فندک خودکار دفتر
من اسمش و میزارم مربع اعتیاد
کار به ضررش ندارم
کار به فایدشون ندارم
ولی تو این دنیای مسخره
همه مردم اعتیاد دارن
همه مردم نیاز به آرامش دارن
به افرادی تبدیل شدیم که باید با یه چیزی آروم بشیم
هر سال سخت تر از سال قبل
هر ماه سخت تر از ماه قبل
هر هفته سخت تر از هفته قبل
هرشب سخت تر از شب قبل
یه جورایی به این زندگی عادت کردیم
عادت کردیم به سختی
یا بهتره بگم سخت جان شدیم
وقتی یه آدم تو شرایط سخت زندگی باشه
وقتی زمین و زمان بهش فشار بیارن
وقتی هیچ راه چاره ای نداشته باشه
میاد و با خودش خلوت میکنه
بعضی ها مثل من اعتیاد به دفتر و خودکار دارن
بعضی ها به فندک و یه سیگار روشن
و چند دقیقه ای دور از هیاهوی روزمرگی
آدمتا راه آرامششو پیدا نکنه موفق نمیشه
باید نقطه آرامشتو پیدا کنی
و بعد با انرژی دوباره به سمت هدف های آیندت حرکت کنی
امیدوارم همتون به آرامش برسید
ولی از راه سالمش نه راه مضرش
|
|
|
برای من کاری ندارد! |
ارسال کننده: HERCUL - 2020/04/03، 11:38 AM - انجمن: شعر پیپ
- بدون پاسخ
|
 |
برای من کاری ندارد !
هر وقت که دلم خواست جوری بیخیال می شوم که انگار نه انگار مشکلی هست ،
انگار نه انگار رفیقی نیست که حرف هایم را بشنود ،
انگار نه انگار همین لحظه ، همان جایی که باید نیستم و
انگار نه انگار که دارم خودم را به بیخیالی می زنم ...
برای من که کاری ندارد ؛
بگذار مشکلات از سر و کولِ هم بالا بروند و غصه ها پشت شیشه ی بی تفاوتی ام ، به جان هم بیفتند ،
مهم منم ؛
که عین خیالم نیست پشت حالِ خوبم ، چقدر بی پناهی ، کمین کرده ،
قهوه ام را می نوشم ، پیپم را چاق میکنم مجله ام را ورق می زنم و فیلم های تازه می بینم .
من خوبم !
بگذار غم ها پای پنجره ی سبزِ افکار من ، فریاد کنند ؛
من که به جز لبخند آفتاب و تنفس گل های اتاقم چیز دیگری نمی شنوم ، چیز دیگری نمی بینم ، چیز دیگری نمی فهمم !
|
|
|
بعضیها |
ارسال کننده: HERCUL - 2020/04/03، 11:36 AM - انجمن: شعر قهوه
- بدون پاسخ
|
 |
بعضیها بوی نان میدهند، کنارشان که باشی... بودنشان را که نفس بکشی... اشتهایت را برمیانگیزند برای ادامه زندگی!
.
بعضیها هم بوی خاک نمخورده میدهند... بوی امنیت! بوی روزهای کودکی... بویی که هر از گاهی دوست داری بپیچد توی لحظههایت و برای چند ثانیهای از دغدغههای نامرد زندگی دور کند
خیلیها هم بوی هلوی تازه میدهند... هلویی که هنوز در بالاترین شاخه درخت مانده تا دست تو برای چیدنش دراز شود... بوی هلویی که جان تازه میبخشد به چشمهایت... به روزگارت! بوی قشنگ هلوی تازه در بالاترین شاخه درخت حال دلت را خوب خوب میکند!
.
تو اما، اگر به دیدنم آمدی
چند دانه کوچک قهوه درون جیبهای پیراهن چهارخانهات بگذار...
درست توی جیبی که روی سینهات نشسته است...
بگذار گرمای تنت بوی کافه بدهد
بوی قرارهای عاشقانهای
بوی عصرهای جمعه
بوی شعر
بوی یک تلخی
خوشایند که عجیب مستم میکند!??
|
|
|
فنجان را بشکنید... |
ارسال کننده: HERCUL - 2020/04/03، 11:35 AM - انجمن: شعر قهوه
- بدون پاسخ
|
 |
اگه توی فال و تقدیرتون
خوشبختی وجود نداشت !
فنجان را بشکنید...
اراده ی شما...
تعیین کننده ی آینده شماست
نه خطهای اتفاقی توی فنجان قهوه?
|
|
|
لذت داشتنه یه دوست خوب |
ارسال کننده: HERCUL - 2020/04/03، 11:34 AM - انجمن: شعر قهوه
- بدون پاسخ
|
 |
لذت داشتنه یه دوست خوب
مثل نوشیدن یک فنجون
قهوه زیر برفه
درسته آدمو گرم نمیکنه
ولی آدمو دلگرم میکنه...!?
|
|
|
ما انسانهای عجیبی هستیم!!! |
ارسال کننده: HERCUL - 2020/04/03، 11:32 AM - انجمن: شعر قهوه
- بدون پاسخ
|
 |
❖
ما انسانهای عجیبی هستیم!!!
وقتی به دستفروشی فقیری میرسیم که جنس خود را به نصف قیمت می فروشد با کلی چانه زدن او را شکست میدهیم و اجناسش را به قیمت ناچیز می خریم
بعد به یه کافی شاپ لوکس شخص ثروتمندی میرویم و یک فنجان قهوه را ده برابر قیمت نوش جان میکنیم و انعامی اضافه نیز روی میز میگذاریم و شادمانیم!!!
شادمانیم که فقیران را فقیر تر میکنیم
شادمانیم که ثروت مندان را ثروتنمند تر میکنیم
|
|
|
|