warning

این انجمن دارای مطالبی در مورد دخانیات و ادوات وابسته به آن می باشد
طبق قوانین کشور جمهوری اسلامی ایران بازدید کنندگان باید بالای 18 سال باشند

انجمن پیپ ایران فقط برای اعضای قدیمی و ثبت نام شده فعال است و عضو جدید نمی پذیرد
جهت ادامه فعالیت در انجمن سفر و پیپ
tripandpipe.com عضو شوید

warning

اولین بررسی قهوه ایران

فروش دانه قهوه و قهوه جوش

مشاهده سایت

ژورنال سیگار برگ

معرفی انواع سیگار برگ ایرانی و خارجی

مشاهده سایت

وب سایت آموزشی پاسارگاد تاباک

تخصصی ترین مقالات آموزشی

مشاهده سایت

فروش پیپ

معرفی انواع توتون ایرانی و خارجی

مشاهده سایت

مهمان گرامی، خوش‌آمدید!
شما قبل از این که بتوانید در این انجمن مطلبی ارسال کنید باید ثبت نام کنید.

نام کاربری
  

گذرواژه‌
  





جستجوی انجمن‌ها

(جستجوی پیشرفته)

آمار انجمن
» اعضا: 1,983
» آخرین عضو: [email protected]
» موضوعات انجمن: 3,548
» ارسال‌های انجمن: 4,274

آمار کامل

کاربران آنلاین
در حال حاضر 81 کاربر آنلاین وجود دارد.
» 0 عضو | 81 مهمان

آخرین موضوع‌ها
با یک نخ سیگار
انجمن: شعر سیگار
آخرین ارسال توسط: HERCUL
2026/07/21، 11:44 AM
» پاسخ: 0
» بازدید: 34
کافه
انجمن: شعر قهوه
آخرین ارسال توسط: HERCUL
2026/07/18، 06:54 PM
» پاسخ: 0
» بازدید: 67
شب‌ های تهران
انجمن: شعر قهوه
آخرین ارسال توسط: HERCUL
2026/07/14، 04:21 PM
» پاسخ: 0
» بازدید: 92
نبودنت مثل ای�...
انجمن: شعر قهوه
آخرین ارسال توسط: HERCUL
2026/07/11، 04:21 PM
» پاسخ: 0
» بازدید: 92
بعضی وقت‌ ها
انجمن: شعر قهوه
آخرین ارسال توسط: HERCUL
2026/07/07، 01:35 PM
» پاسخ: 0
» بازدید: 91
اطلاعیه مهم م�...
انجمن: شعر قهوه
آخرین ارسال توسط: HERCUL
2026/06/30، 07:11 PM
» پاسخ: 0
» بازدید: 131
امروز هوا خوب ...
انجمن: شعر قهوه
آخرین ارسال توسط: HERCUL
2026/06/30، 10:51 AM
» پاسخ: 0
» بازدید: 121
پیش‌ بینی قهر...
انجمن: شعر قهوه
آخرین ارسال توسط: HERCUL
2026/06/27، 01:19 PM
» پاسخ: 0
» بازدید: 122
مثل یک نخ سیگا...
انجمن: شعر قهوه
آخرین ارسال توسط: HERCUL
2026/06/23، 02:19 PM
» پاسخ: 0
» بازدید: 132
و قهوه را دود �...
انجمن: شعر قهوه
آخرین ارسال توسط: HERCUL
2026/06/20، 07:05 PM
» پاسخ: 0
» بازدید: 130

 
  دروغ می گفتیم اینکه: بی تو نمی شود زندگی کرد
ارسال کننده: HERCUL - 2024/10/02، 11:14 AM - انجمن: شعر قهوه - بدون پاسخ

دروغ می گفتیم اینکه: بی تو نمی شود زندگی کرد
دروغ می گفتیم به هم و باورمان شده بود.
حالا که سال ها گذشته می گوییم دروغ بوده...
که بدون تو می شود زندگی کرد.
بدون تو می شود رفت کافی شاپ.
قهوه و تیرامیسو خورد.
و به لب هایی که خامه ای شده هم خندید.
می شود پاستیل هاریبو خورد و
تووی خیابان به سایه ی آدم ها که هزار بار از خودشان بهتر است خندید.
بی تو میشود صدای ضبط را زیاد کرد
و از زدبازی خواست که غم انگیز تر "دروبازکن"
را بخواند یا سایکو تر بگوید
"هرویین منی".
می شود بدون تو خیلی جا ها رفت،
خیلی حرف ها زد،خیلی کارها کرد و حتا خیلی خندید!!
ببین حتا می شود خندید وقتی نیستی !!
بدون تو فقط...
فقط نمی شود خوابید.
وقتی نبودن ات می شود
یک پتوی هزار کیلویی و رویم می افتد و راه نفسم را می بندد.
وقتی نبودنت سقف می شود
و زل می زند به من تا پنج صبح....

چاپ این مطلب

  فقط پرسیدم،پاییز آمده؟
ارسال کننده: HERCUL - 2024/10/01، 11:33 AM - انجمن: شعر قهوه - بدون پاسخ

انگاری خدا شفایم داده
دوباره از ایستگاه ها جا می مانم
قهوه هایم سر می روند
چراغ قرمزها را رد می کنم
و هنگام پیاده روی،سعی می کنم پایم را فقط روی یک موزاییک بگذارم!
رویاپرستی و خیالبافی زنده شده اند
من متخصص گم شدن در خیابان ها
آن روز وقتی به خود آمدم،درختان سبزتر از همیشه بودند
شمعدانی ها خوش رنگ تر
عطر دختر ها خوشبو تر
و پرنده ها زیباتر آواز می خواندند
پیر مرد چند هزارساله ای آنجا بود
از او نپرسیدم اینجا کجاست،من کجا گم شدم...
فقط پرسیدم،پاییز آمده؟
چشمانش می لرزید،آرام و دلنشین لبخند زد
پاییز ،وسوسه آدم هاییست که آزادی از قید تعلقت را می گیرند و میروند...
و من به گم شدنم ادامه دادم
دوباره عطرها را بوییدم
هنگام پیاده روی پایم را روی یک موزاییک گذاشتم
و احساس کردم
چقدر تنهايم...

چاپ این مطلب

  نقش خيال تو
ارسال کننده: HERCUL - 2024/09/30، 06:04 PM - انجمن: شعر قهوه - بدون پاسخ

فنجان را كه برميگردانم
نقش خيال تو
در اغوش من بر افق هاي نزديك
حك شده است
عاشق اين فالهاي قهوه ام
هربار نزديكتر به بوسه
نزديكتر به تو......

چاپ این مطلب

  تلخیِ قهوه ی شب
ارسال کننده: HERCUL - 2024/09/29، 09:48 AM - انجمن: شعر قهوه - بدون پاسخ

شب که شب نیست ولی
خوابِ آرامت خوش ..
بعدِ تو باران ها
تندیِ طوفان ها
تلخیِ قهوه ی شب دوری و درد
خوابمان را بردند ...
خوش بخوابی جانم
با خیالاتِ وخیمی که پر است از عطرت
تا سحر پشتِ نمِ پنجره ها
جان به لب میمانم ...

خوابِ آرامت خوش ...

چاپ این مطلب

  دلم تنگ می شود، گاهی
ارسال کننده: HERCUL - 2024/09/28، 08:35 AM - انجمن: شعر قهوه - بدون پاسخ

دلم تنگ می شود،
گاهی
برای حرف های معمولی
برای حرف های ساده
برای « چه هوای خوبی ! »
« دیشب چه خوردی؟ »
برای ... و چه قدر خسته ام
از « چرا؟ »
از « چه گونه ! »
خسته ام از سؤال های سخت !
پاسخ های پیچیده
از کلمات سنگین
فکرهای عمیق
پیچ های تند
نشانه های با معنا ، بی معنا
دلم تنگ می شود،
گاهی برای
یک « دوستت دارم » ساده
دو «فنجان قهوه ی داغ»
سه « روز » تعطیلی در زمستان
چهار « خنده ی » بلند !
و
پنج « انگشت » دوست داشتنی ...

چاپ این مطلب

  تو كه نيستي...
ارسال کننده: HERCUL - 2024/09/25، 02:17 PM - انجمن: شعر قهوه - بدون پاسخ

تو كه نيستي... شايد من در درون خودم يه موجود خيالي ساخته ام 
مانند شاعر ها برايش نوشته مينويسم 
برايش قهوه ميريزم
در مغزم مبل قرمزي برايش گذاشته ام و با او زندگي ميكنم
تو كه نيامدي
پس اين همه انتظار چيست؟ 
اصلا شايد من منتظر برگشتن برادر نداشته ام از سربازي هستم 
مطمعنا همينطور است ...
تو اصلا نبودي كه من بخواهم منتظرت بمانم 
كسي شبيه تو را در ذهنم ترسيم كردم و با اون زندگي ميكنم
اطرافيان به تنگ آمده اند... جمله هاي تكراري معروفي را از دهان تك تكشان ميشنوم
جمله هايي مثل "دست بردار ،برنميگرده يا اينكه تو ديوانه شدي" و از اين قبيل حرف ها
شايد هم راست ميگويند ... فالم امشب در آمد
با خواندنش دلم ريخت، ميگفت "به كار غيرممكن پافشاري نكن،شايد سهم تو نباشد" ...
حافظ هم ميتواند دروغ بگويد يا نه؟
اما من فكر ميكنم
من هر شب به تو فكر ميكنم به اينكه همين الان چه ميشود اگر به من هم فكر كني
يا اينكه چه شد كه يك روز صبح بلند شدم و ديگر نبودي ...
اما ميداني؟من تمام حرفم اين است 
بيا و لطفي كن!
كمي باش تو هم ...

چاپ این مطلب

  در خواب ظهر پاییزی
ارسال کننده: HERCUL - 2024/09/24، 12:19 PM - انجمن: شعر قهوه - بدون پاسخ

تنهایی
میز کنار پنجره است
در کافه ی همیشگی
تنهایی
انبوه فیلترهای سیگار است
میان قهوه های باید
حجم بی نهایت کتاب
قدم زدن با افکار
گوش دادن به امپیریم
فیلم های بلاتار
تنهایی
لمس دقیق لحظه هاست
روی کاناپه ی افسردگی
حس گیج بودن
در خواب ظهر پاییزی

چاپ این مطلب

  رفاقت تاوان سختی دارد
ارسال کننده: HERCUL - 2024/09/21، 12:27 PM - انجمن: شعر قهوه - بدون پاسخ

"اصلاً رفاقت فهمیدن کار سختی است.
خیلی تاوان دارد.
همین طوری نیست که می‌گویند. می‌روند در کافه می‌نشینند
و با هم قهوه می‌خورند
و می‌گویند ما رفیق هستیم.
نه بابا!
رفاقت خیلی گردن کلفت‌تر از این حرف‌هاست.
رفاقت تاوان سختی دارد."

چاپ این مطلب

  بعد از 4 سال
ارسال کننده: HERCUL - 2024/09/21، 12:18 PM - انجمن: شعر قهوه - بدون پاسخ

بعد از 4  سال هنوز بايد حواسم را جمع كنم. گاهى كه حواسم پرتِ سكوت خانه مى‌شود يا نگاهم به عكسى مى‌افتد و فكرم پى خاطره‌ايى مى‌رود، دست‌هايم به عادت بيست و چند ساله، دو فنجان قهوه درست
می‌کنند!
خالی کردن فنجان دوم توی ظرفشویی عذاب است ...

چاپ این مطلب

  سایت آسیا نیوز
ارسال کننده: HERCUL - 2024/09/20، 02:09 AM - انجمن: افتتاح اولین کافه بررسی قهوه در ایران - بدون پاسخ

سایت آسیا نیوز
https://www.asianewsiran.com

چاپ این مطلب

© 2010– 2025
® PasargadTabac
All Rights Reserved
كليه حقوق مادی و معنوی اين تارنما متعلق به پاسارگاد تاباک می باشد
کلیه مطالب این تارنما طبق قانون کپی رایت به ثبت می رسند، لذا استفاده از این مطالب بدون ذکر منبع ممنوع است

web counter