| مهمان گرامی، خوشآمدید! |
شما قبل از این که بتوانید در این انجمن مطلبی ارسال کنید باید ثبت نام کنید.
|
| کاربران آنلاین |
در حال حاضر 41 کاربر آنلاین وجود دارد. » 0 عضو | 41 مهمان
|
|
|
| مجازات |
|
ارسال کننده: bernabea - 2016/08/26، 03:19 PM - انجمن: شعر قهوه
- بدون پاسخ
|
 |
به دار مجازات کشیدم
همه فنجانهای قهوه ای را که
جز تلخی قهوه درونشان
هیچ فال خوشی برایم
به ارمغان نیاوردند...
|
|
|
| سیل اشک |
|
ارسال کننده: bernabea - 2016/08/25، 04:52 PM - انجمن: شعر قهوه
- بدون پاسخ
|
 |
ثانیه های بی تو بودن را
ضرب در لحظه های کافه نشینی هایم
به اضافه فنجان های قهوه ای که تنها نوشیدم
حاصلش می شود کرور کرور بغض فرو خورده
بغضی سنگین که اگر بیایی
تا شانه هایت سیل اشک می بارم...
|
|
|
| اشک فنجان |
|
ارسال کننده: bernabea - 2016/08/24، 11:06 PM - انجمن: شعر قهوه
- بدون پاسخ
|
 |
دفترچه خاطراتم را ورق بزن
تن سفید همه اوراق دفترچه
مبتلا به لکه های قهوه ای رنگ شده اند
هر شب که دلتنگیهایم
را بر صفحه های دفترچه مینوشتم
فنجان قهوه ام
برایم اشک میریخت
روی صفحه های دفترچه خاطراتم...
|
|
|
| زندگی... |
|
ارسال کننده: HERCUL - 2016/08/22، 11:02 PM - انجمن: شعر قهوه
- بدون پاسخ
|
 |
زندگـــی در حقیقت مثــل قهـــــوه ســــــت
سیـــــاه و تلــــــــخ و داغ
اما میشه توش شیر ریخت تا روشن بشه
میشه توش شــــکر ریخت تا شیرین بشه
و میشه کمی صبـــــر کرد تا خنک تر بشه
|
|
|
| بوی قهوه |
|
ارسال کننده: bernabea - 2016/08/19، 10:05 PM - انجمن: شعر قهوه
- بدون پاسخ
|
 |
بوی قهوه
یاداور خاطرات با هم بودنمان است
قهوه های تلخ و لحظه های شیرین
بعد از تو
هر چه شکر دارم
درون فنجان می ریزم
و قهوه هایم را شیرین مینوشم
تا تلخی رفتنت را احساس نکنم...
|
|
|
|