| مهمان گرامی، خوشآمدید! |
شما قبل از این که بتوانید در این انجمن مطلبی ارسال کنید باید ثبت نام کنید.
|
| کاربران آنلاین |
در حال حاضر 87 کاربر آنلاین وجود دارد. » 0 عضو | 87 مهمان
|
|
|
| ?آنماری سلینکو |
|
ارسال کننده: HERCUL - 2017/06/27، 03:52 PM - انجمن: شعر سیگار
- بدون پاسخ
|
 |
زنان، درست به مانند سیگار، بر روی اعصابِ مردان تاثیر می گذارند. برخی مواقع، تاثیر آرامش بخش دارند و گاهی نیز حالتی مهیج ایجاد می کنند. شما نباید از دست کلودیو به خاطر برنامه امروز ناراحت باشید. در حال حاضر، او به دود کردن یک عالم سیگار نیاز دارد. او الان، درست شبیه سیگارکشی است که از سیگار ِ معمول ِ خود دور مانده است. و اینک به کشیدن هر سیگاری که به دستش می رسد می پردازد... او پیش از آن که انتخابش را انجام دهد و مارک سیگار ِ خاصی را برای خود برگزیند، قصد دارد همه نوع سیگاری را آزمایش کند! حتی مزخرف ترین نوع سیگارها را ... او فعلا مشغول دود کردن هر سیگاری است که به او تعارف می کنند. منظور مرا می فهمید؟
?آنماری سلینکو
من دختری زشت رو بودم
|
|
|
| صبح هایم ته کشیده اند |
|
ارسال کننده: HERCUL - 2017/06/27، 03:51 PM - انجمن: شعر سیگار
- بدون پاسخ
|
 |
صبح هایم ته کشیده اند
مانند سیگار های یک سیگار فروشی در یک روستای خیلی دور
صدایم کن...
تا از لهجه کلامت،
سپیده در من بروید...
|
|
|
| کاش درد آن قدر کوچک می شد |
|
ارسال کننده: HERCUL - 2017/06/27، 03:50 PM - انجمن: شعر قهوه
- بدون پاسخ
|
 |
کاش درد
آن قدر کوچک می شد که
پشت میز یک کافه می نشست
قهوه می خورد
ساعتش را نگاه می کرد
و با عجله می گفت:خداحافظ
|
|
|
| او در کنار کیست؟ |
|
ارسال کننده: HERCUL - 2017/06/27، 03:49 PM - انجمن: شعر سیگار
- بدون پاسخ
|
 |
پشت درختِ خاطره نابود می شوم
سیگارِ برگ می کشی و دود می شوم
اینجا کسی برای کسی بی قرار نیست
من در کنار پنجره، او در کنار کیست؟
|
|
|
| کافه را خلوت کن امشب کار دارم کافه چی |
|
ارسال کننده: HERCUL - 2017/06/27، 03:47 PM - انجمن: شعر قهوه
- بدون پاسخ
|
 |
کافه را خلوت کن امشب کار دارم کافه چی
درسرم امشب هوای یار دارم کافه چی
قهوه های ناب ترکی را برای من بیار
هم نشین یک شهره ی بازاردارم کافه چی
بار کن یک شربت اکسیر ناب زعفران ؟
با نگارم وعده ی دیدار دارم کافه چی
کافه چی،سنگ صبورم ، روی میز من بیا
با تو دنیایی پر از اسرار دارم کافه چی
گر نگاه او به چشمان من افتاده بدان
حال من مست ودلی هشیار دارم کافه چی
یار من زیباست ،رویش مثل قرص ماه، من
ترس از چشمان این اغیار دارم کافه چی
بازهم امشب دلم را یار باش، آن دم که من
سر به روی شانه ی دلدار دارم کافه چی....
|
|
|
| غروب, پنجره را باز میکنم |
|
ارسال کننده: HERCUL - 2017/06/27، 03:42 PM - انجمن: شعر پیپ
- بدون پاسخ
|
 |
بعد از
رفتنت
روزهایم معمولی ست
صبحانه میخورم
روزنامه میخوانم
صفحه ی حوادث را دنبال
میکنم
به سینما میروم
غروب, پنجره را باز میکنم
قهوه مینوشم
پیپ میکشم
شب
شب
شب
شب حتما بی تو خواهم مرد
|
|
|
| سیگار نخ اولش لذت بخش است، |
|
ارسال کننده: HERCUL - 2017/06/27، 03:41 PM - انجمن: شعر سیگار
- بدون پاسخ
|
 |
بعضی فیلم ها را فقط یک بار میشود دید،
بعضی ترانه ها هم فقط بار اول قشنگند،
سیگار نخ اولش لذت بخش است،
چای یکی باشد میچسبد،
حتی وسایل شهربازی هم فقط بار اول ترسناکند،
خیلی از کتاب ها را هم فقط یکبار میشود خواند،
اما میدانی سرمه ای؟
آغوش تو
امان از آغوش تو،
هربار مثل مرفین، بیشتر مرا به تو وادار میکند!
تو تمامِ منی!
|
|
|
|