warning

این انجمن دارای مطالبی در مورد دخانیات و ادوات وابسته به آن می باشد
طبق قوانین کشور جمهوری اسلامی ایران بازدید کنندگان باید بالای 18 سال باشند

انجمن پیپ ایران فقط برای اعضای قدیمی و ثبت نام شده فعال است و عضو جدید نمی پذیرد
جهت ادامه فعالیت در انجمن سفر و پیپ
tripandpipe.com عضو شوید

warning

اولین بررسی قهوه ایران

فروش دانه قهوه و قهوه جوش

مشاهده سایت

ژورنال سیگار برگ

معرفی انواع سیگار برگ ایرانی و خارجی

مشاهده سایت

وب سایت آموزشی پاسارگاد تاباک

تخصصی ترین مقالات آموزشی

مشاهده سایت

فروش پیپ

معرفی انواع توتون ایرانی و خارجی

مشاهده سایت

مهمان گرامی، خوش‌آمدید!
شما قبل از این که بتوانید در این انجمن مطلبی ارسال کنید باید ثبت نام کنید.

نام کاربری
  

گذرواژه‌
  





جستجوی انجمن‌ها

(جستجوی پیشرفته)

آمار انجمن
» اعضا: 1,983
» آخرین عضو: [email protected]
» موضوعات انجمن: 3,573
» ارسال‌های انجمن: 4,299

آمار کامل

کاربران آنلاین
در حال حاضر 137 کاربر آنلاین وجود دارد.
» 0 عضو | 137 مهمان

آخرین موضوع‌ها
اهل پیپ
انجمن: شعر پیپ
آخرین ارسال توسط: HERCUL
2026/10/20، 11:49 AM
» پاسخ: 0
» بازدید: 50
پیپ را که چاق �...
انجمن: شعر پیپ
آخرین ارسال توسط: HERCUL
2026/10/17، 03:56 PM
» پاسخ: 0
» بازدید: 65
پیپم
انجمن: شعر پیپ
آخرین ارسال توسط: HERCUL
2026/10/13، 03:03 PM
» پاسخ: 0
» بازدید: 83
سفر، بازگشت ب�...
انجمن: شعر پیپ
آخرین ارسال توسط: HERCUL
2026/10/10، 10:40 AM
» پاسخ: 0
» بازدید: 85
مسافر
انجمن: شعر قهوه
آخرین ارسال توسط: HERCUL
2026/10/06، 01:56 PM
» پاسخ: 0
» بازدید: 119
جز یک فنجان قه...
انجمن: شعر قهوه
آخرین ارسال توسط: HERCUL
2026/10/03، 02:31 PM
» پاسخ: 0
» بازدید: 141
انجمن پیپ و سف...
انجمن: شعر قهوه
آخرین ارسال توسط: HERCUL
2026/09/29، 07:54 PM
» پاسخ: 0
» بازدید: 133
فنجانی قهوه ت�...
انجمن: شعر قهوه
آخرین ارسال توسط: HERCUL
2026/09/26، 01:20 PM
» پاسخ: 0
» بازدید: 146
انجمن پیپ و سف...
انجمن: شعر پیپ
آخرین ارسال توسط: HERCUL
2026/09/22، 03:27 PM
» پاسخ: 0
» بازدید: 165
دود پیپ بالا ر...
انجمن: شعر پیپ
آخرین ارسال توسط: HERCUL
2026/09/19، 07:16 PM
» پاسخ: 0
» بازدید: 169

 
  عشق من
ارسال کننده: HERCUL - 2016/11/27، 05:17 PM - انجمن: شعر قهوه - بدون پاسخ

شانه بالا کردنت را دوست دارم عشق من
نازِ آن خندیدنت را دوست دارم عشق من

چایِ خوش رنگی تو از لبهای سرخت ریختی
آن بفرما گفتنت را دوست دارم عشق من

قهوه دارد چشم هایت، کافه بر پا کرده ای؟
چشم های روشنت را دوست دارم عشق من

بوسه بر نامحرمان ممنوع می باشد ولی
آن بلورِ گردنت را دوست دارم عشق من  

خیره می مانند مردم ، بس که زیبایی به چشم
نازک اندامِ تَنَت را دوست دارم عشق من

می شود دریا نرفت و ، غرق شد در عطرِ تو
حسّ ِ خوب ِ بودنت را دوست دارم عشق من❤️

چاپ این مطلب

  قهوه چشم تو
ارسال کننده: HERCUL - 2016/11/27، 05:15 PM - انجمن: شعر قهوه - بدون پاسخ

قهوه چشم تو

انداخته ازخواب مرا...

باتوبی خواب شدن هم

بنظرشیرین است

چاپ این مطلب

  ڪمی از چشم هایت
ارسال کننده: HERCUL - 2016/11/27، 05:14 PM - انجمن: شعر قهوه - بدون پاسخ

ڪمی از چشم هایت
درون فنجانم بریز
میخواهم این بار
رد نگاه قهوه ایت
سر از فال من در آورد

چاپ این مطلب

  تنهایی یعنی
ارسال کننده: HERCUL - 2016/11/27، 05:13 PM - انجمن: شعر قهوه - بدون پاسخ

تنهایی یعنی: یه بغض کهنه یه چشم خیس یه موزیک لایت یه فنجون قهوه تلخ و یه پیپ لعنتی

چاپ این مطلب

  و شاید سیگار
ارسال کننده: HERCUL - 2016/11/27، 05:12 PM - انجمن: شعر سیگار - بدون پاسخ

و شاید سیگار
اختراع سرخپوستی بود
که می خواست
به معشوقه اش
پیام کوتاه بدهد...

چاپ این مطلب

  دلگیر
ارسال کننده: HERCUL - 2016/11/27، 05:10 PM - انجمن: شعر قهوه - بدون پاسخ

دلم وقتی که می گیرد تو می آیی به دیدارم
به من آهسته می گویی " عزیزم دوسـتت دارم "

سرم بر شانه ات ، باور ندارم پیش من باشـی
تورا در خواب میبینم بگو یا این که بیدارم ؟

نوازش می کنی با مهربـانی گونه هایم را
چه رقصی دارد انگشتت به روی بغض تبدارم

کنار لحظه های تو دو فنجان قهوه می ریزم
اگرچه تلخ ، شیرین است با لبخندِ هر بارم

کتابی میگذاری روی میزم مهربان من
و مـی گویی به آرامی که این هم آخرین کارم

غروب شنبه ای دیگر برایم شعر میخوانی
تمام هفته را من از هوای عشق سرشارم

تنم خورشید میخواهد کنار ساحل امنت
من ازشبهای برف آلوده ی این شهر بیزارم

دلم ابریست از دست تمام بی تو بودن ها
اگر باران بیاید باز می آیی به دیدارم ؟❤️

چاپ این مطلب

  دیگر هیچ چیز شیرین نیست،
ارسال کننده: HERCUL - 2016/11/27، 05:09 PM - انجمن: شعر قهوه - بدون پاسخ

دیگر هیچ چیز شیرین نیست،
جز خوردن یک قهوه تلخ باتو?

چاپ این مطلب

  عاقبت
ارسال کننده: HERCUL - 2016/11/27، 05:08 PM - انجمن: شعر قهوه - بدون پاسخ

عاقبت فاصله افتاد میان من و تو
اینچنین ریخت به هم روح و روان من و تو

قهوه خوردیم مگر فال جدیدی بزنیم
قهوه شد تلخ تر از تلخی جان من و تو

موعد دلخوری از عمر هدر رفته رسید
صف کشیدند دقایق به زیان من و تو

دیگری آمد و بین من و تو جای گرفت
تا فراموش شود نام و نشان من و تو

فکر ما بود بسازیم جهانی با هم
گر چه پاشید و فرو ریخت جهان من وتو

چاپ این مطلب

  دروغ
ارسال کننده: HERCUL - 2016/11/27، 05:07 PM - انجمن: شعر قهوه - بدون پاسخ

تمام فنجان های قهوه دروغ می گفتند

تو بر نمی گردی !

چاپ این مطلب

  من آمدم
ارسال کننده: HERCUL - 2016/11/27، 05:05 PM - انجمن: شعر قهوه - بدون پاسخ

من آمده ام تا پَر تو بال تو باشم
چون سايه كنار تو و دنبال تو باشم

هم عشق من و عمرم و دنياى منى تو
من عمر تو و عشق تو و مال تو باشم

يك جرعه از آن قهوه بنوشى و ببينى
من در ته فنجان تو و فال تو باشم

تو سايه ى يك بخت بلندى به سر من
بگذار كه من طالع و اقبال تو باشم

تو همدم ديروزى و امروزى و فردا
اى كاش كه من لحظه اى از حال تو باشم

چاپ این مطلب

© 2010– 2025
® PasargadTabac
All Rights Reserved
كليه حقوق مادی و معنوی اين تارنما متعلق به پاسارگاد تاباک می باشد
کلیه مطالب این تارنما طبق قانون کپی رایت به ثبت می رسند، لذا استفاده از این مطالب بدون ذکر منبع ممنوع است

web counter