| مهمان گرامی، خوشآمدید! |
شما قبل از این که بتوانید در این انجمن مطلبی ارسال کنید باید ثبت نام کنید.
|
| کاربران آنلاین |
در حال حاضر 44 کاربر آنلاین وجود دارد. » 0 عضو | 44 مهمان
|
|
|
| بیا از هم جدا شویم |
|
ارسال کننده: HERCUL - 2025/10/12، 11:56 AM - انجمن: شعر قهوه
- بدون پاسخ
|
 |
بیا از هم جدا شویم،
آخر با هم بودنِ ما چه فایده ای دارد؟ من سنتی گوش میکنم تو پاپ
من قهوه مینوشم تو چای
من عاشق پیپ هستم تو عاشق سیگار
من عاشقِ پائیز و تنهایی اَم
تو عاشقِ بهار و شلوغی...
ببین! من و تو
حتی در کوچکترین چیز هم
تفاهم نداریم...
چون؛ من تو را دوست دارم تو او را.....
|
|
|
| پیپ میکشم |
|
ارسال کننده: HERCUL - 2025/10/11، 03:30 PM - انجمن: شعر پیپ
- بدون پاسخ
|
 |
راستش را بخواهی
از موقعی که رفته ای
هیچ چیز تغییر نکرده است ،
- من هنوز قهوه می خورم
- پیپ میکشم
- پیاده می روم
اما ...
- تلخ تر
- بیشتر
|
|
|
| چایِ باران☕️ |
|
ارسال کننده: HERCUL - 2025/10/08، 03:31 AM - انجمن: شعر قهوه
- بدون پاسخ
|
 |
هوا گرم است و
آتشِ نگاهِ تو روشن...❗️
چایِ باران☕️
در فنجانِ قهوه ای چشمم
دَم کشیده است ؛
نترس!
شانه ات را نزدیک تر کن
دردهایم از دهن افتاده اند...
??????✅
https://mastrorahimi.com/blog/
روز نوشته های سایت ماسترو رحیمی را از دست ندهید
|
|
|
| از قهوه هایی سرد شده |
|
ارسال کننده: HERCUL - 2025/10/07، 03:11 AM - انجمن: شعر قهوه
- بدون پاسخ
|
 |
سبز شدن ورقهایم با نگاهت
سطر سطر ...
چه زود سرد شد
تحریر روزنامه ام
قهوه ام را نوشید!
دستانم را بستم تا نگاهت
تا ترا سوار بر اسبی سپید
تابلوی دیوار خیالم کنم
امان؛
امان، از کافه چی!!
از قهوه هایی سرد شده
که خیالت را هورت می کشند...!
|
|
|
| آری قهوه ات را بنوش |
|
ارسال کننده: HERCUL - 2025/10/06، 08:45 PM - انجمن: شعر قهوه
- بدون پاسخ
|
 |
کافه تعطيل است ...!
چشم انتظارِ چه کسی نشسته ای !؟
آن يك نفر اگر آمدنی بود
محال بود قهوه ات يخ كند !
كافه تعطيل است ...!
كجای خاطراتت جا مانده ای !؟
آن يک نفر اگر ماندنی بود
شال گردنش را بی سبب پيش تو جا ميگذاشت !
تا براي ديدنت
هزار و يك بهانه كه نه
فقط يك دليل داشته باشد !
آری قهوه ات را بنوش
تا زندگيت از دهان نيفتاده !
|
|
|
|