این وب سایت دارای مطالبی در مورد دخانیات و ادوات وابسته به آن می باشد
طبق قوانین کشور جمهوری اسلامی ایران بازدید کنندگان باید بالای 18 سال باشند

اولین بررسی قهوه ایران

قهوه کافه آرتین

مشاهده سایت

دنیای سیگار برگ

سیگاربرگ و سیگارپیچ

مشاهده سایت

وب سایت مرکزی پاسارگاد تاباک

تخصصی ترین اسموک شاپ

مشاهده سایت

فروش پیپ

اولین سازنده پیپ در ایران

مشاهده سایت

امتیاز موضوع:
  • 0 رأی - میانگین امتیازات: 0
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
قهوه در یلدا
#1
وقتی تو می خندیدی
یلدای من شروع می شد

و من می خندیدم
بر درازای شبم
همچون بچه ای
پیرتر از حالا

زمزمه می کردم
خنده هایت را
با صدای گوشخراشم

تلخ تر از تردیدهایم
مثل تلخی قهوه ای که
با تو نوشیدم

دلنوازتر از آداجوی آلبینونی
می نواختی ویولونت را

و من گم می شدم
در امتداد
خلسه نواختنت

آه که چه شیرین بود
یلدای تو

راستی نگفتم،
من شوپن را دوست دارم
قهوه آدمها را به هم نزدیکتر میکند...
پاسخ
#2
در زر زری ترین شب دنباله دارها


لبریزم از چکاچک خون انارها


امشب قمر به عقرب چشمت رسیده است


از اتفاق نادر نصف النهارها


هی باد بی هوا لچکم را به هم نریز


گل کرده اند گوشه شالم بهارها


قندیلهای یخ زده آذین گرفته اند


با بوسه ی نسیم و لب چشمه سارها


امشب بهار گل زده گیسوی برف را


حتی شکوفه رد شده از ذهن خارها


امشب تو میرسی و خدا لانه میکند


حتی به روی شانه سرد حصارها


یلداترین بهانه من بیشتر بمان


دیگر دوباره گم نشوی در مدارها


فردا که شهر خواب تو را خواب مانده است


تو رفته ای و گم شده ای در غبارها


فردا تو رفته ای و زمین ایستاده است


تا سال بعد پای تمام قرارها
تو را مرور می کنم به تکرار؛
تا خاموشی ام، نشان از فراموشی ام نباشد ...
پاسخ


پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان

كليه حقوق مادی و معنوی اين انجمن متعلق به پاسارگاد تاباك و کافه آرتین می باشد
کلیه مطالب این سایت طبق قانون کپی رایت به ثبت می رسند، لذا استفاده از این مطالب بدون ذکر منبع ممنوع است
طراحی سايت توسط : گروه پشتیبان وب